تبليغاتX
مطالعات زنان

مطالعات زنان

اوریانا فالاچی، زنی تحسین برانگیز!

 

                    


"اوریانا فالاچی" معروف ترین روزنامه نگار ایتالیایی و دارای چهره برجسته جهانی در عرصه خبرنگاری، نویسنده کتاب هایی چون: مصاحبه با تاریخ، زندگی جنگ و دیگر هیچ، به کودکی که هرگز زاده نشد، هفت گناه هالیوود، اگر خورشید بمیرد، پنلوپه در جنگ، و ...
می توانم بگویم واقعا متاسف شدم وقتی دیروز خبر مرگش را در سن 77 سالگی شنیدم.
شنیدن این خبر از دیروز من را عجیب برده به دوره نوجوانیم.
 "مصاحبه با تاریخ" فالاچی درآن روزها تاثیرات عمیقی روی من به جا گذاشت.
از همان موقع این زن همواره تحسین و احترام ویژه ای را در من برانگیخته است.
دلم می خواهد به یاد آن روز ها قسمتی از حرف های فالاچی را درباره قدرت این جا بنویسم:

"... این مکانیسمی که به اعتبارش مرد یا زنی خود را صاحب حق فرمان دادن و تنبیه کردن می انگارد یا مشاهده می کند. چه در دست یک سلطان مستبد باشد، چه در دست یک رییس جمهور منتخب، چه یک ژنرال جانی چه یک رهبر محبوب نما. ممکن است در اشتباه باشم، ولی به نظر من بهشت روی زمین آن روز از دست نرفت که خدا به آدم و حوا گفت از آن پس باید نان خود را به عرق پیشانی به کف آورند و در رنج و تعب زاد و ولد کنند.
بهشت روز از دست رفت که آدم و حوا متوجه شدند اربابی دارند که سیب خوردن را بر ایشان ممنوع کرده است. و آنان پس از رانده شدن به خاطر یک سیب، در راس قبیله ای قرار گرفتند که گوشت خوردن در روز جمعه را منع می کرد.
البته می دانم که برای گروهی زیستن اقتداری لازم است که حکومت کند. والا هرج و مرج می شود. ولی فجیع ترین جنبه وضع آدمی به نظر من دقیقا در همین نیاز به یک اقتدار حاکمه انسانی و یک رییس نهفته است. هرگز مشخص نیست که قدرت یک رییس کجا آغاز می شود و به کجا پایان می پذیرد. تنها چیز مسلم این است که او را نمی شود مهار کردو این به منزله مرگ آزادی است....
... به همه این ها ایمان دارم و معتقدم که سیب برای خورده شدن به وجود آمده و گوشت را در روز جمعه هم می توان خورد. هم چنین وظیف دارم یاد آور شوم که اگر قدرت را نمی فهمم، در مقابل، کسانی را که با قدرت مبارزه می کنند، بر قدرت ممیزی می نهند، به قدرت اعتراض می کنند، و خصوصا کسانی را که بر ضد قدرت تحمیل شده بر ضد قدرت می شورند می فهمم.
من همیشه نافرمانی نسبت به نیرومندان را تنها وسیله بهره وری از معجزه متولد شدن نگریسته ام. و همیشه سکت کسانی را که واکنش نشان نمی دهند یا سر و صدای کسانی را که کف می زنند به منزله مرگ حقیقی مرد یا زنی دانسته ام.
به چشم من زیبا ترین بنایی که که به تجلیل از وقار انسانی پرداخته شده آن است که بر تپه ای در پلوپونز دیدم. تندیس نبود، پرچم نبود، واژه ای سه حرفی بود که به یونانی یعنی "نه"...."*


*بخشی از پیش گفتارجلد اول کتاب مصاحبه با تاریخ


 

+ نوشته شده در  شنبه 25 شهریور1385ساعت 14:20  توسط نسرین قوامی  | 

جوابیه

سالار کاشانی در پست اخیرش یادی از این روز ها و آن روز ها  کرده و در خلال آن با الطاف و عنایات ویژه بنده! نوازی قرموده اند.

لازم می دانم برای دفاع از هویت و شخصیت خودم هم که شده چند نکته را گوشزد کنم.

این بزرگوار اشاره ای کرده به بحثی که چند روز پیش با چند تا از دوستان در دانشکده داشتیم و ضمن یاد آوری خاطرات سوم تیر سال گذشته نقل قولی (البته به مضمون) کرده از بنده که گفته ام: "حقوق دموکراتیک درست نیست که به همه مردم جامعه ای مثل ایران تعلق بگیرد که عمده شان دچار نا آگاهی اند و نمی دانند چطور باید از این حقوق استفاده کنند."

و در آخر نوشته اش هم بعد از اشاره به نقش نسل ما در انتخاب دو رییس جمهور اخیر پرسیده که من که بعد از سوم تیر این اظهار نظر را می کنم آیا در خرداد 76 هم چنین عقیده ای در خصوص عوام داشته ام؟

باید بگویم حرف های من در آن جلسه (این جور که بعدا شنیدم از جانب باقی دوستان هم) دچار سوء برداشت شده.

مخالفت صریح من در اصل با دادن مزایا و حقوق هبه ای به زنان بود بدون ایجاد آمادگی و بستر های فرهنگی که به نظرم باعث شکاف فرهنگی و آنومی می شود و و بحث عدم استحقاق مردم جامعه ای مثل ایران برای دست یابی به حقوق دموکراتیک در ادمه بحث و بیشتر به عنوان یک چالش مطرح شد تا یک نظر قطعی.

و اما درباره سوالی که از بنده شده بود:

سابقه آشنایی من با سالار نهایتا به چهار سال پیش برمی گردد و عجیب نیست اگر شناختی از نه سال پیش من نداشته باشد.

شاید جالب باشد بدانید در خرداد 76، زمانی که اولین رایم را به صندوق ریختم، و در همان حال که خیلی هم پر هیجان از خاتمی دفاع می کردم و جذب شعار ها و حرف هایش شده بودم، اما با این حال نظرا! به شدت مخالف همین به اصطلاح حقوق دموکراتیک برای همه مردم جامعه ای مثل ایران بودم.

خاطره خیلی دوری نیست. همان موقع هم به وضوح می شد دید. بیست میلیون رای که سال 76 برای خاتمی در صندوق ها ریخته شد و بیشتر از آن که در سال 80، چند تایش بع خاطر شعارهای پر رنگ و لعاب خاتمی بود و فهم آن ها؟

خودتان قضاوت کنید، عادلانه، چقدر از آن آرا را به شعور سیاسی مردم ایران و ارتقاء سطح سلیقه سیاسی فرهنگی مردم ربط می دهید؟

چقدرش به خاطر دهن کجی بود به طرف مقابل؟ چقدر کج فهمی و سوء برداشت از بعضی شعارها بود؟ چقدرش مال شخصیت کاریزما و جذابیت های شخصی خود خاتمی بود؟ اثر تبلیغات مردم پسند آن روزها را چقدر می دانید؟

و چقدر از آن بیست میلیون را به خاطر نیاز مفرط مردم به جامعه مدنی و آزادی و دموکراسی و … ؟ که اگر بود کجا می شود نشانی از پس ماند های آن پیدا کرد؟

اما با این حال گذشته از همه این حرف ها، حالا بعد این سال ها نسبت به این مسئله به یک چالش بزرگ رسیده ام و نظر قطعی و یقینی نسبت به آن ندارم.

اما این را هم بگویم. سالار هم اشاره خوبی به آن کرده است. دموکراسی فعلی در جامعه تک حزبی مثل جامعه امروز ما و خصوصا با شعارها و دستورات اخلاقی آن، البته با صبغه مذهبی، بیشتر شباهت دارد به دموکراسی خلق یا توده که تا آن جا که درباره اش خوانده ام و شنیده ام برایم خیلی نچسب و غیر قابل قبول بوده است.

و در آخر این که دست یابی به لیبرال دموکراسی ثمره تجبه طولانی زندگی آدم ها و مردم جامعه است و نمی شود آن را به ضرب نیش های روشن فکری و نوش های حکومتی در حلق مردم چپاند.

 

+ نوشته شده در  جمعه 24 شهریور1385ساعت 13:15  توسط نسرین قوامی  | 

زنان در متن

پیش از این هم در این وبلاگ بحث ‌هایی پیرامون کتاب حلیه المتقین آورده بودم. این مباحث پیش درآمد تحقیقی بود که طرح اولیه اش را اینجا می آورم تا شاید بتوانم در نگارش آن از نظرات شما هم استفاده کنم.

1- شرح مسئله:

در این تحقیق قصد دارم  کتاب "حلیه المتقین " تالیف ملامحمدباقر مجلسی را از نظر کیفی مورد تحلیل قرار دهم .به عبارت دیگر می خواهم کل مطالب این کتاب را که پیرامون زنان و مسائل آنهاست از نظر میزان تکرار و کیفیت کاربری بررسی کنم تا در نهایت بتوانم نگرش  این کتاب نسبت به  زن و  نیز تصویری را که از زن در ذهن مخاطب امروزی ایجاد می کند استخراج نمایم. این مسئله از آن جهت برای من جالب است که کتاب مذکور یکی از منابع معتبر و تاثیرگذار در فرهنگ شیعی است و آموزه های آن بسیار بر شکل دهی ارزش های جامعه نسبت به زنان (خصوصا در قشر مذهبی) موثر است.

این تحقیق قصد دارد با رویکردی اجتماعی به مسئله زنان بپردازد. هدف،حذف مذهب یا تیشه زدن به ریشه اسلام نیست. قصد ندارد در وادی دین شناسی وارد شود. سند منابع را نمی‌خواهد بررسی کند. نگاه تاریخی و سیاسی هم ندارد.  نظر واقعی اسلام درباره زن و سندیت روایات مورد توجه نیست. مهم نیست روایات از نظر لغت شناسی و اصطلاح شناسی چه مفاهیمی دارند؟ چه جایگاهی در زمانه 14 قرن پیش داشته اند؟ یا چه کارکردی در جامعه سنتی داشته اند؟

هیچ کدام این مسایل، مد نظر این تحقیق نیست. بحث بر سر نقشی است که این آموزه‌ها در این "دوره زمانی" و در این "موقعیت مکانی" بازی می‌کنند.

مگر نه این که اساسی ترین مرحله و اصلی‌ترین قدم در هر تحقیق مفید فایده، طرح درست مسئله و شناخت دقیق آن است و اینکه از کجا ناشی می‌شود؟ این تحقیق در وهله اول، در صدد دستیابی به نگرش این کتاب نسبت به زنان، تناقضات و ریشه های آن در جامعه امروز ایران است.

 

2- ضرورت مسئله

مثل هر مسئله دیگری، در تحلیل مسائل امروز زنان کشور نیز می بایست وضعیت خاص جامعه و تعلیق آن میان سنت و مدرنیته را مورد توجه قرار دهیم.

تحت تاثیر دنیای جدید، ارزش ها و نگرش های زنان ایرانی به خود، حقوق، نقش ها و ... در حال تغییر است. از طرف دیگر هنوز در خانه های ایرانی کتاب های مذهبی بسیاری وجود دارند که از خلال بحث های متنوع، برآنند تا تصویر خاص خود را از زن نمونه و مسلمان ارائه دهند؛ زنی که حتی بدون اجازه شوهرش حق خروج از خانه را ندارد و زنی که می بایست اهم ملاحظاتش، فرزندان و شوهرش باشند. زنی که گویی هرچه بیشتر پایبند حدود و حریم منزل باشد ارج و قرب او بالاتر می رود. ارزش های ناشی از این منابع هنوز در عمق باورهای ما ایرانیان و در الگوهای ذهنی و رفتاری مان وجود دارد .

از طرف دیگر، طی سال های اخیر با مفاهیم جدیدی چون حقوق زنان، تساوی، جریان های فمنیستی و...نیز کمابیش آشنا شده ایم.

زنان در چنین وضعیتی چه طور راه خود را پیدا می کنند؟ با چه تناقض هایی مواجهند؟  دوگانگی ها و سردرگمی های رفتاری آنها را چه طور می توان تبیین و توجیه کرد؟ این همه بحران هویت،شکاف بین نسل ها و تضاد و آنومی و آشفتگی در جامعه امروز ما از کجا نشات می گیرد؟ چه چیزهایی فرهنگ ما را می سازند؟ شاید اگر بشود جورچینی از عناصر فرهنگ ساز جامعه مان و بستر فرهنگی- اجتماعی آن بسازیم ،تناسب ها و تناقض ها و تضاد ها آشکارتر شود و به تبع آن، این همه تنش در حوزه فرهنگ و جامعه امروز قابل تبیین گردد.

"حلیته المتقین" و امثال آن ،هنوز هم در حکم منابع موثق در برخی محافل مذهبی مطرح شده و هنوز به عنوان جایزه و هدیه به برگزیدگان جوان مسابقات مذهبی داده می شوند. هنوز در بسیاری از منابر و تجمعات مذهبی از اینگونه آموزه ها نقل قول می شود، پس نمی‌توان به راحتی نقش فرهنگ ساز این آموزه ها را در جامعه ما،حداقل در بخش سنتی و مذهبی، نادیده گرفت.

ضرورت پاسخ به این سوالات بود که مرا واداشت با انجام چنین تحقیقی،شبکه ای از ارزش های سنتی نسبت به زنان را تحلیل محتوا کرده و در نهایت بتوانم نگرش این کتاب به زن را که موجد بسیاری از تضادهای رفتاری زنان امروز است بررسی نمایم.

باشد که در کارهای آتی  با استمرار بخشیدن به این حرکت و خصوصا وارد کردن اطلاعات میدانی به آن، چارچوب مناسبی جهت طرح مسائل مربوط به زنان در ایران به دست آید.

 

3- اهداف:

1.        استخراج کلیه مفاهیم مرتبط با زنان و مسائلشان از خلال مطالب کتاب

2.        سرفصل سازی از مطالب جمع شده ،تعیین طبقات محتوایی

3.        طبقه بندی مباحث در قالب طبقات تعیین شده

4.        بررسی کمیت و کیفیت مسائل مطرح شده در قالب طبقات محتوایی

5.        استخراج شبکه مفهومی از زن و نقش ها و ابعاد شخصیتی او از دیدگاه این کتاب

6.        جمع بندی و تحلیل کتاب برحسب نگرشی که نسبت به زنان در مخاطب امروزی ایجاد میکند.

7.        ارائه فهرستی از  آموزه های این کتاب که می توانند زنان امروز را دچار تناقض و بحران هویت کنند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت 12:27  توسط نسرین قوامی  | 

مطالعات زنان

زنان طی مبارزات خود برای دست یابی به حقوق و جایگاه مناسب خود به این نتیجه رسیدند که از جمله عوامل بسیار مهم نابرابری و فرودستی زنان ناشی از تفاوت در نگاهی است که از بدو تولد و در طول عمر در مقایسه با مردان به آنان می شود. و بسیاری از مبارزات آنان در حوزه فرهنگی- اجتماعی متوجه تغییر این نگرش بوده است.

هم چنین مدافعین حقوق زنان به این نتیجه رسیده اند که علم و دانش که تعیین کننده ساخت اجتماعی- فرهنگی جوامع است ساخته و پرداخته ذهن مطلقا مردانه است.

در این میان و در پی استفاده از اشکال و ابزارهای مختلف جهت احقاق حق طی دو دهه گذشته زنان به لزوم دگرگونی در حیطه تولید و توزیع دانش پی برده اند و طی مبارزات مستمر به تدریج موفق شده اند به کرسی های دانشگاهی جهت نیل به این مهم دست یابند.

اما در ایران روند تاسیس این رشته مانند بسیاری از نهادهای مدنی نظیرNGO هاکه در طول این سال ها آغاز به فعالیت کردند کاملا بر خلاف جهت اصلی آن بوده است.

رشته مطالعات زنان در ایران نخستین بار در سال تحصیلی 80-81 با دخالت مستقیم نهادهای دولتی در دانشگاه ها ایجاد گردید و آغاز به کار کرد.

این حرکت از همان ابتدا با انتقادات جدی در میان تمامی دست اندرکاران و فعالان جنبش زنان از طیف های مختلف روبرو شد و پرسش های اساسی در مورد چرایی و چگونگی این تصویم گیری تا محتوای درسی و نحوه انتخاب دانشجو و استاد مطرح گردید.

می توان گفت ایجاد این رشته در کشور ما در یک حرکت شتابزده و غیر اصولی صورت گرفته و از مهمترین انتقادات که به آن وارد است می توان به مسائلی همچون عدم پیوند با جنبش زنان، کنترل برنامه های آموزشی، دخالت مستقیم قدرت و نمایشی بودن آن برای کسب وجهه بین المللی اشاره کرد.

به نظر من  محتوای درسی و منابع مورد استفاده در این رشته دانشگاهی به گونه ای تنظیم شده است که به قرائت سنتی- مذهبی نسبت به مسائل زنان دامن می زند و به نظر می رسد بیشتر در جهت توجیه وضع موجود کاربرد داشته باشد.

 

حالا دیگر من واقعا یک دانشجوی مطالعات زنانم و سوالی که این روزها ذهنم را مشغول کرده این است که آیا این هبه پر منت و بی کارکرد مردانه با پشتوانه قدرت سیاسی در ادامه راه می تواند مسیر درست خود را بشناسد و به جایگاه مطلوب خود دست پیدا کند؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 16:50  توسط نسرین قوامی  | 

هفته پیش عروسی برادرم بود. خیلی گرفتار بودم.

یه مدت قبل و یه مدت بعد عروسی هم اوضاع اعصاب و روانم کامل ریخته بود گل هم.

گذشته از این ها مسایل ریز و درشت دیگه هم کم نبود.

 

تا آخر همین هفته نتایج نهایی کنکور کارشناسی ارشد اعلام می شه.

نتیجه این کنکور _جدا از اهمیت های معمولش_ در جایی ناپیدا برای همه گره خورده با مسایل خیلی بزرگ سرنوشتم...

دعا کنید!

+ نوشته شده در  جمعه 3 شهریور1385ساعت 15:57  توسط نسرین قوامی  |