تبليغاتX
مطالعات زنان

مطالعات زنان

به دلایلی قصد داشتم پست های جدید وبلاگ٬ حد اقل برای مدتی٬ خارج از حوزه دین باشد.
اما لینک هایی که اخیرا از مجموعه وبلاگ های ازدواج موقت با تاکید صریح بر جستجوی اینترنتی فرد مطلوب برای متعه به دستم رسید _ که پیشنهاد می کنم حتما ببینید_ و همین طور گریزی که سالار کاشانی به این مساله زده بود باعث شد که انگار یک زخم کهنه سر باز کند.
از دوره بچگی که دوره ایش دغدغه دین هم داشتم این مساله خیلی برایم چالش برانگیز بود.
مخصوصا آن وقت ها که می نشستم پای بحث هایی که آقاجانم با فامیل می کرد. فامیلی که بدون اغراق بگویم از شدت خشکی و دگمی آدم یبوست می گیرد حتی از هم نشینی با آن ها.

و اما مساله ام با متعه:

گیدنز در کتاب جامعه شناسی اش می نویسد:
 
"فحشا را می توان به عنوان برآوردن خواهش های جنسی در برابر پول تعریف کرد. میان معشوقه مزد بگیر که دلیل اصلی او برای ارزانی داشتن دسترسی جنسی به حامی اش پولی است که به او پرداخت می شود و روسپی گری بدین گونه٬ تفاوت آشکاری وجود ندارد. اگر چه تفاوت اصلی این است که روسپی دسترسی جنسی را به خریداران متعدد می فروشد."

تا آن جا که یادم می آید در کتاب های حقوق خانواده دوتا از اصلی ترین تفاوت ها که بین ازدواج موقت و دائم مطرح می شد این ها بود:
یکی این که تعیین مدت در نکاح منقطع شرط لازم است. بنابراین هر بحثی از علقه و تمایل عاطفی بین دوشخص منتفی است. و دوم این که تعیین مهر(یعنی چیزی که مالیت داشته باشد و قابل تملک توسط زن باشد) ٬ از شرایط اساسی نکاح منقطع است و در این گونه نکاح عدم ذکر مهر موجب بطلان است. 

راحت حرفم را بزنم. تا آن جا که شنیده ام و خوانده ام اصلی ترین و مهم ترین توجیهی که برای ازدواج موقت مطرح می شود برآوردن نیاز جنسی است. که خوب به دلیل عقاید قالبی متداول درباره تمایلات جنسی برای مردان "طبیعی" و حتی مجاز است که آزادانه در جستجوی انواع مفرهای جنسی باشند. و خوب ازدواج موقت می تواند به صورت مشروع و بدون ایجاد عذاب وجدان این مساله را حل کند. _و البته شاید این مساله هم جالب باشد که در همین فرهنگ٬ کسانی که این نیازها را براورده می کنند همواره محکومند و مورد انواع حملات و تحقیر ها قرار می گیرند.

نمی خواهم خیلی ارزش گذاری کرده باشم که صدای بچه های جامعه شناسی را در بیاورم. اما هر جور فکر می کنم به نظرم داشتن رابطه آزاد _حتی جنسی_ بین دو نفر که بر مبنای تعهد و نیاز و علاقه مشترک باشد خیلی اخلاقی تر از استفاده این قدر مبتذل از دین است برای ... .


به قول دوستان پی نوشت:
یک_ آقاجان دیروز وقتی آن وبلاگ ها را دید و حمله ای که طبق معمول به عمر کرده اند برای ممنوع کردن سنت پیامبر گفت: عمر در آن زمان اجتهاد کرده به زعم خودش و این ها هنوز حتی تو  این قرن که خودشان این قدر دم از فقه پویا! می زنند تحملش را ندارند. و من یاد تقسیم بندی سه گانه استاد ملکیان افتادم از اسلام که ما هنوز هم جان به جانمان کنند رضایت نمی دهیم یک قدم پا را فرا تر از اسلام دو بگذاریم.

دو_شنیده ام در قم محله ای است معروف به محله "شیخان". که مکانی است که خانم هایی که معمولا نیاز مالی دارند به آن جا می روند و یک علامت دارند که چادرشان را برعکس سر می کنند. و آقایانی هم که نیاز شدیدی به ثواب کردن دارند می روند آن جا و خوب بالاخره هر طور شده سنت پیامبر را احیا می کنند.
و این مساله طوری فراگیر شده که حتی در کل قم و این طور که شنیده ام سرایت کرده به خیلی شهرهای دیگر که برعکس چادر سر کردن کلا تبدیل شده به یک نماد... . و فکر کنید که اگر کسی ... که نه... زنی یک بار فقط به اشتباه چادرش را بر عکس سرش بکند چطور می تواند بعد از آن عنایات ویژه این ملت مسلمان و متعصب را جمع کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 12:51  توسط نسرین قوامی  |