پس از یک دوره پرمشغله...
یک دوره پرمشغله را گذراندم؛ گرفتاریهای زندگی هم قابل پیشبینی نیستند که بشود برای همهشان برنامه ریزی کرد؛ تنبلی مفرط هم مزید بر علت.
امروز نگاه گذرایی داشتم به آنچه در وبلاگ گذاشته بودم: اولین پستم ـ کلیتی از وبلاگ ـ ، چند نوشته بدون شرح ، و نظراتی که برای این چند پست آمده بود. واکنشها و عکسالعملها به این پستها نه غیر منتظره که کاملا هم برایم قابل پیشبینی بودند.
نظرات در طیف بسیار جالب و مشتمل بر طرز فکرهای متنوعی بود؛ از آنها که گمان می کردند من برای ارشاد و موعظه، از ائمه نقل قول کرده ام تا کسانی که فکر میکردند قصد من ریختن پته مذهب روی آب است! آنها که برآشفته بودند که به شیوه ای "غیرمنطقی و کینه توزانه" سعی در "اسلام زدایی" دارم یا آنها که بدون اینکه آرامش خود را از دست بدهند تلاش داشته اند تا با تحلیلهای تاریخی و مذهبی، من را از "اشتباهات" خود بیرون بیاورند.بعضی گفته اند "چه خوب میکنی که به صورت مستند و موثق، روشنگری میکنی" و بعضی دیگر از همان اول کار خواستهاند بساطم را جمع کنم و از "مزخرف گویی و حرفهای احمقانه زدن" دست بردارم؛ از "عنادورزی های بچه گانه و ندیده گرفتن اصول اولیه معرفت شناسی" و از "خطر سقوط در دره سطحی نگری و دامن زدن به قشری گری و یکسویه نگری"...
تکرار می کنم همه این ها برایم اصلا غیرقابل پیش بینی نبود. اما با توجه به اولین پست و به خصوص از بعضی دوستان آشنا با روحیاتم تعجب می کنم؛ تعجب می کنم از این همه تندروی و آشفتگی در بیان نظراتشان.
"مطالعات زنان" قصد دارد با رویکردی اجتماعی به قضایا بپردازد. هدف ،حذف مذهب یا تیشه زدن به ریشه اسلام نیست. قصد ندارد در وادی دین شناسی وارد شود. سند منابع را نمیخواهد بررسی کند. نگاه تاریخی و سیاسی هم ندارد. این جا فقط یک وبلاگ اجتماعی است. قصد دارم در اینجا مجموعهای از یافتههایم درباره زنان و مسائلشان را بنویسم. جایی برای طرح مسائل زنانه و پاتوقی برای تبادل افکار و نظرات در این باب. مگر نه این است که اساسیترین مرحله و اصلیترین قدم در هر تحقیق مفید فایده، طرح درست مسئله و شناخت دقیق آن است و اینکه از کجا ناشی میشود؟ بنابراین مطالعات زنان، در وهله اول، دنبال اصل مسئله و منشا آن می گردد. من توجهی به این ندارم که نظر واقعی اسلام درباره زن چیست؟ این کلمات قصار، حقیقتا تراوشات امامان شیعه است یا نه؟ برای حفظ حکومت و قدرت گفته شدهاند یا نه؟ در لغت شناسی و اصطلاح شناسی چه مفاهیمی دارند؟ چه جایگاهی در زمانه 14 قرن پیش داشته اند؟ یا چه کارکردی در جامعه سنتی دارند؟ من کاری به هیچ کدام این مسائل ندارم. بحث بر سر نقشی است که این آموزهها در این "دوره زمانی" و در این "موقعیت مکانی" بازی میکنند. این همه بحران هویت،شکاف بین نسل ها و تضاد و آنومی و آشفتگی در جامعه امروز ما از کجا نشات می گیرد؟ چه چیزهایی فرهنگ ما را می سازند؟ "حلیته المتقین" و امثال آن ،هنوز هم در حکم منابع موثق در برخی محافل مذهبی مطرح شده و هنوز به عنوان جایزه و هدیه به برگزیدگان جوان مسابقات مذهبی داده می شوند. هنوز در بسیاری از منابر و تجمعات مذهبی از اینگونه آموزه ها نقل قول می شود، پس نمیتوان به راحتی نقش فرهنگ ساز این آموزه ها را در جامعه ما،حداقل در بخش سنتی و مذهبی، نادیده گرفت.
شاید اگر بشود جورچینی از عناصر فرهنگ ساز جامعه مان و بستر فرهنگی- اجتماعی آن بسازیم ،تناسب ها و تناقض ها و تضاد ها آشکارتر شود و به تبع آن، این همه تنش در حوزه فرهنگ و جامعه امروز قابل تبیین گردد.هدف مطالعات زنان، این است.
